حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2605
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
نويسندگان يونانى استفاده كرده ، چيست . قسمتهائى را ، كه راجع باشكانيان است ، ذكر ميكنيم . از پولىكرات بند 13 چون مورّخين زيادى گويند ، كه آرداشس ماكرزوس را گرفت و اين واقعه را با كيفيّات مطوّلى ذكر ميكنند ، من ( يعنى موسىخورن ) آن را باور دارم ، زيرا پولىكرات چنين مينويسد : آرداشس پارتى بعقيده من برتر از اسكندر مقدونى بود ، چه بىاينكه از مملكتش خارج شود ، به تب و بابل دستور ميداد ، بىاينكه از رود هاليس ( قزلايرماق ) بگذرد ، قشون ليدى را ريزريز كرد و كرزوس را گرفت . پيش از آنكه بآسيا درآيد ، اسم او را در قلعه ادّىژه ( آتتيك ) « 1 » ميدانستند . اگر او بر تخت سلطنت درگذشته باشد ، نه در جنگى بر اثر شكستى ، از حيث طالع بدبخت بوده ( ؟ ) . از اواگراس بند 13 اواگراس نيز گويد ، جنگ اسكندر با داريوش در جنب جنگ آرداشس چيزى نيست ، زيرا گردوغبارى ، كه از حركت قشون اسكندر و داريوش برميخاست ، روز روشن را مانند شبى تاريك ساخته بود ، ولى آرداشس بقدرى تير انداخت ، كه آفتاب را پنهان داشت و در ميان روز روشن شب مصنوعى ساخت . او نگذاشت يكنفر ليدى فرار كند ، تا خبر شكست را به ليديها برساند . او كرزوس را در ديگى از آهن جا داد . بسبب آرداشس از سيلابها رودى طغيان نكرد ، زيرا سپاهيان او آبها را ميآشاميدند و سطح رود مانند زمستان پائين ميآمد . سپاه آرداشس بقدرى كثير العدّه بود ، كه عدد براى شمردن سپاهيان كافى نبود و ميبايست بجاى عدد بمقياس متوسل شوند . او از اين احوال به خود نميباليد ، بل ميگريست و ميگفت : « افسوس ، كه نام من جاويدان نيست » اين دو قطعه را براى نمونه ذكر كرديم ، باقى قطعاتى هم ، كه راجع به آرداشس است
--> ( 1 ) - Attique ، شبهجزيرهاى ، كه آتن در آن واقع است .